نقد کتاب شهر اشباح

نقد کتاب شهر اشباح

آشنایی با کتاب شهر اشباح:

کتاب شهر اشباح به قلم ویکتوریا شواب است.  داستان روایتگر دختری دوازده ساله است که در یازده سالگی تقریبا غرق میشود، اما به طرز معجزه آمیزی توسط پسری همسن خود نجات می یابد؛ پسری که زنده نیست! تجربه نزدیک به مرگش به او نعمت عبور از پرده بین دنیای زنده ها و مردگان، توانایی دیدن و حتی سخن گفتن با مرده را میدهد. البته  که این نعمت عاری از دردسر نیست.

کتاب شهر اشباح دارای فضایی است که خوانش آن در تاریکی شب خالی از لطف نیست. داستان کتاب شهر اشباح در شهر نهصد ساله ادینبورگ صورت میگیرد. دختری به نام کاسیدی بلیک که تجربه نزدیک به مرگ داشته، توانایی دیدن ارواح را به دست می آورد. او حضورشان را در صورت نزدیکی حس میکند. پدر و مادر پژوهشگر کاسیدی پیشنهاد کار تابستانی در ادینبورگ که از تسخیر شده ترین مناطقی است که روی زمین وجود دارد دریافت میکنند. کاسیدی به آرزوی خود برای صرف تابستان در تعطیلات سالانه تابستانی در سواحل گرم و خالی از شبح نمیرسد. در حالیکه تمام نیاز او یافتن آرامش و استراحت است. در کتاب شهر اشباح با بهترین دوست کاسیدی، جیکوب، پدر و مادرش و لارا آشنا می شویم. جیکوب روحی است که از لحاظ جسمی با چالش هایی دست و پنجه نرم میکند. والدین کاسیدی، نویسندگانی در ژانر فراعادی غیرداستانی به مشهور بازرسین شبح هستند. آنها در فرایند کتاب، تصمیم میگیرند به جای گذراندن تابستان در ساحل گرم، به اسکاتلند سفر کنند تا قسمت اول مستند سریالی در مورد مکانهای تسخیر شده را فیلم برداری کنند. والدین او بازرسان شبح کارآمدی هستند؛ در نتیجه زندگی کاسیدی مملو از سر و کله زدن با اشباح و موجودات فراطبیعی است. کاسیدی لارا را در ادینبورگ ملاقات میکند. آنها با رفتن به اسکاتلند تهدید خطر جدی را به جان میخرند. لارا استعداد مشابهی با کاسیدی دارد که در این راه به کاسیدی کمک میکند تا با چالشها روبرو شود و به آنها غلبه کند. لارا به کاسیدی میگوید آنها شکارچیان اشباحی هستند. کاسیدی قادر است با عبور از پرده ای از قلمرو زنده به قلمرو مردگان گذر کند. وظیفه لارا و کاسیدی کمک به اشباح برای عبور کردن از پرده ای که لارا آن را  میانجی مینامد و رساندن آنها به مکانی فراتر است. زمانی که شبح شروری به نام کلاغ قرمزپوش نگاه بدخواه خودش را به کاسیدی می اندازد، قهرمان داستان باید از تمام دانش و مهارت جدیدش استفاده کند تا جان خودش را از شرارت کلاغ نجات دهد. او در پرده بیگانه و تنها است و برخلاف تصمیم شخصی در آنجا حبس شده است. قصد کلاغ قرمزپوش دست یافتن به نیروی زندگی کاسیدی است تا او را برای همیشه در برزخ زندانی کند.

کتاب به نام های متعددی از جمله کلاغ سرخ و شهر ارواح ترجمه و روانه بازار شده است.

چالشهای قهرمان و نبردهایش:

او نسبت به تواناییهای جدیدش بیگانه است. کاسیدی در حالی که با آنها دست و پنجه نرم میکند تا مهارتهایش را تحت کنترل قرار بدهد و آنها را درک کند، به نبرد با ارواح ادینبورگ میرود  که از هر روحی که قبلا با آن مواجه شده، قدرتمندتر است. او خیلی سریعتر از قبل کنترلش را از دست میدهد.  با وجود اینکه جیکوب که خود شبح است با کاسیدی کنار می آید و دوستان خوبی هستند، از طرفی دیگر شبح های دیگر قصد ترساندن و دور کردن کاسیدی را از ادینبورگ دارند. ادینبورگ، شهری پر از گورستانهای ترسناک، قلعه های جن زده و کلاغی که کودکان را تا کشاندن به آستانه مرگ فریب میدهد. کاسیدی تا قبل از آشنایی با لارا نمیدانست رسالت او فرستادن اشباح به جایگاه ابدیشان است. اما آیا این موضوع به این معنا است که در این راه جیکوب را هم از دست خواهد داد؟ آیا او به حدی توانا است که بجنگد یا در روند نبرد خودش به روح تبدیل خواهد شد؟ با هر با باز کردن جعبه هایی پر از تعلیق و معما، خواننده بیشتر و بیشتر در دنیای کاسیدی عمیق می شود. ازینرو است که مخاطب با ماجراجویی کاسیدی ارتباط برقرار میکند و خود را در فرایند تصمیم گیری کاسیدی بیشتر سهیم میداند. او معتقد است لزوما چون توانایی کنترل و ضرر رساندن به ارواح را دارد، نباید این کار را انجام بداند. اما اینکه چه قدر در این عقیده اش میتواند ثابت قدم بماند، سوالی است که با خواندن کتاب به جواب می رسید. شخصیتهای کتاب با رازهایی که کسی هنوز آماده شنیدنش نیست چگونه برخورد خواهند کرد؟

روایت منحصر به فرد:

داستان با دو روایت جلو میرود. یکی روایت کاسیدی که در زمان حال است. دیگری به روایتگری جیکوب است که افکار کاسیدی را میشنود و هرگاه که با او مخالف است وسط افکارش می پرد. انتخاب هوشمندانه شیوه روایت و محیط دنیای واقعی باعث ارتباط گیری داستان با واقعیت شده است. این انتخاب را میتوان به گذراندن دوران تحصیلات دانشگاهی نویسنده در ادینبورگ نسبت داد. مردگان در کتاب شهر اشباح فاقد رنگ و روح هستند. جیکوب، همدست جذابی که کاسیدی را از نجاتش از غرق شدن تا جنگهای حماسی با اشباح همراهی میکند و از نقاط روشن حکایت به شمار می رود. در کتاب به افراد از نژادهای متفاوت با خلق شخصیت لارا توجه شده است که پدرش دورگه هندی و اروپایی است و مادرش نژاد اسکاتلندی دارد.

کتاب شهر اشباح خالی از پیچیدگی ها و جزییات غیرضروری است و بسیار سرراست داستان را روایت میکند. در واقع کتاب حکایت قهرمانی قلابی است که با مشکلات غیرعادی در جایی غیرعادی به صورت بیست و چهار ساعته و هفت روز هفته بجنگد. در ادینبورگ زمان استراحتی از اشباح نیست. تمام گورستان ها، دخمه قلعه ها و جاهایی که هزاران نفر اعدام شدند، اشباع از ارواح است. ارواحی که همگی ناراحت و گاها شرور هستند.

 

کتاب شهر اشباح به ترجمه فائزه ادب

کتاب شهر اشباح به فارسی ترجمه شده است. فائزه ادب در زمره مترجمین این کتاب قرار دارد. این کتاب از آغاز شما را در داستان گرفتار میکند. این کتاب تعادل هوشمندانه ای از عناصر خوفناک و طنز است، دقیقا آن چیزی است که دنبالش می گردید اگر دنبال مقداری شبح، معما و تعقیب هستید. همچنین اگر به دنبال میخکوب شدن در صندلی بی آنکه ناخوشایندی سراغ شما بیاید، هستید، نویسنده با استفاده از مهارتهای شکوهمند قصه سرایی و خلق شخصیت هایی خوش ساخت که به طرزی بی نقص با طرح داستانی همگام میشوند، شما را به خوانش این کتاب مفرح دعوت میکند. خوانندگانی که رمان را به پایان رساندند، خواهان ماجراجویی بیشتر کاسیدی و جیکوب هستند پس بعید نیست در یکی از این روزها خبر قسمت دوم داستان را بشنویم.

 

منابع:

  1. locusmag.com
  2. fantasticbookdragon.wordpress.com
  3. booktrust.org.uk
  4. bookpage.com
  5. kirkusreviews.com

لینکها:

https://fantasticbookdragon.wordpress.com/2018/09/06/review-city-of-ghosts-by-victoria-schwab/

https://locusmag.com/2019/02/colleen-mondor-reviews-city-of-ghosts-by-victoria-schwab/

https://bookpage.com/reviews/23038-victoria-schwab-ghostly-tale-young-readers-childrens

https://www.booktrust.org.uk/book/c/city-of-ghosts2/

https://www.kirkusreviews.com/book-reviews/victoria-schwab/city-of-ghosts-schwab/

 

معروف ترین رمان های جهان

شهریور 29, 1400

معرفی کتاب باشگاه پنج صبحی ها

شهریور 29, 1400

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *